زين العابدين شيروانى
410
بستان السياحه ( فارسي )
توضيح صورت چهاركونه مثلّث نوشته شد تا بر طالبان اين فن آسان كردد امّا طريق وضع عدد لوح مربّع در آن نيز اختلاف بسيار است آنچه اظهر و اشهر است آنست كه يك را در زاويهء يمنى ضلع عالى وضع نمايند و دو را در فرس او كه خانه سيّم است از ضلع دويّم و سه را در فرزين او و آن خانه چهارم است از ضلع سه و چهار را در خانه دو از ضلع آخر يك دوره تمام شد پس ابتدا كنند به دورهء دويم پنج را در پهلوى چهار از جانب ايسر و شش را در خانهء اوّل ضلعى كه فوق سافلست و هفت را در خانهء دو از ضلعى كه تحت ضلع عاليست و هشت را در زاويه يسرى ضلع عالى تمام شد دورهء دويّم پس ابتدا كنند به دورهء سيّم و نه را در خانه فيل هشت وضع نمايند و ده را در فيل هفت و يازده را در فيل شش و دوازده را در فيل پنج وضع كنند تمام شد دورهء سيّم پس ابتدا كنند به دورهء چهارم سيزده را در فيل چهار وضع نمايند و چهارده را در فيل سه و پانزده را در فيل دو و شانزده را در فيل يك و صورت عمل جهة سهولت اينست امّا طريق وضع عدد در لوح مخمّس آنست كه شنبر محيط اين لوح كه شانزده خانه است نصف اين شنبر را عدد نهند و نصف ديكر را خالى كذارند بدينطريق كه عدد واحد را در صليب ايمن ضلع وسط نهند و دو را در تحت او و سه را در زاويهء ايسر ضلع سافل و چهار را در خانه يمنى اين زاويه و پنج را در صليب ضلع عالى و شش را بالاى صليب ايسر ضلع وسط و هفت را در زاويهء كه فوق اين خانه است و هشت را در خانهء يمنى پنج نهند حال نصف شنبر موضوع العدد شد باقى ازين شنبر كه هفت خانهء ديكر است خالى ماند و لوح داخل را كه سه در سه است بطريقى كه مذكور شد سه در سه را پر سازند پس در مثلّث اين لوح كه داخل مخمّس است نظر كرديم ديديم كه هفده قرينه نه واقع شده در مثلّث عدد هجده را در شنبر مخمّس در مقابلهء هشت نهند و نوزده را در مقاطر هفت و بيست را در مقابلهء شش و بيست و يك را در مقابله پنج و بيست و دو را در مقابله چهار و بيست و سه را در مقاطر سه و بيست و چهار را در مقابلهء دو و بيست و پنج را در مقابلهء يك حاصل آنكه چون به وضع مقابلات رسد و بطريق تنازل فرود مىآيد تا عدد لوح بمقابله عدد واحد منتهى شود و از جهة سهولت تمام شكل و صورت نموده شد تا بر طالبان آسان كردد و صورت اينست بدانكه صاحبان اين فن در مثلّث و مربّع و مخمّس درج اسماء نمايند چون مقاصد ازين سه لوح حاصل مىشود محتاج نمىشوند بدرج اسماء در لوح فوق الواح ثلاثه اكرچه ممكن است درج اسماء در ما فوق آنها و نيز از جهة آنكه اكر مقصود از جنس انفصالست مثل تفريق ميان دو كس و نقصان دولت دشمن كه عدوّ دين است يا نقصان مال يا جاء او از مثلّث حاصل است و اكر مقصود از جنس اتّصالست مثل اتّصال ميان دو شخص يا حصول دوستى براى خود يا مطلب ديكر او از مربّع حاصل است و اكر مقصود از جنس حوايجست بر سبيل محبّت و جذب قلوب بجانب طالب او از مخمّس حاصل است و مخمّس را لوح جذب القلوب كويند پس چون خواهند كه اسم طالب و مطلوب را كه قصد تفريق نمايند ميان ايشان در مثلّث درج كنند حاصل نام هر دو را به حساب ابجد بكيرند و عدد وفق طبيعى مثلّث را كه پانزده است از حاصل كم كنند و باقى را سه قسم نمايند اكر حاصل بعد از طرح عدد وفق طبيعى منقسم بسه قسم صحيح مىشود بلا كسر بر يك قسم يك عدد افزوده كنند و در خانهء اوّل مثلّث كه خانهء عدد يك است در وفق طبيعى وضع نمايند و به ترتيب وضع طبيعى تمام سازند و اكر بعد از طرح و انقسام يك عدد كسر كند در خانه دويّم از ضلع آخر يك عدد بر عددى كه درين خانه خواهد وضع كردن بيفزايد و تمام سازد و اكر دو عدد كسر باشد در خانهء هفتم دو عدد افزوده كنند و اهل اين فن در اين اختلاف نمودهاند و طريق درج اسماء در مربّع آنست كه حاصل نام طالب و